در حال بارگذاری ...
  • در گفتگو با خیرالله تقیانی‌پور نمایش «کلنل» مطرح شد

    یک رویکرد تازه در ساختار غیرخطی نمایش های ایرانی

    خیر الله تقیانی پور از جمله نویسندگان و کارگردان‌های تئاتر است که رویکرد حائز اهمیتی به نوشتن و اجرای نمایش‌های ایرانی با هویت و اصیل دارد و کارهایش هم به طور قالب با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند.

    قیانی پور در نمایش «کلنل» هم به سراغ استفاده از فرهنگ ایرانی در قالب ساختاری نمایشش می‌رود. تقیانی پور سال‌ها است که در تئاتر حضور موثری را تجربه می‌کند.این نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر تاکنون نمایش‌های زیادی را در تهران و شهرستان‌ها روی صحنه برده و موفق به اخذ جوایز متعددی از جشنواره‌های داخلی تئاتر ایران شده است. نمایش‌هایی که او تاکنون نویسندگی و کارگردانی کرده است عبارتند از «پری» ، «خاک»، «خبرنگار»، «یک روایت تازه از اونور قاب خواب‌نماها‌»، «هفت کوپه از یک قطار صورت و سیرت تهران»، سومین جشنواره سراسری تئاتر پلیس؛۱۳۸۲‏، «فریاد خاموش خاطره تهران»، تماشاخانه مهر؛ ۱۳۸۵‏، «آخرین پست شب یلدا تهران»، خانه نمایش اداره تئاتر ، «روزی، محله‌ای»، «روزگاری تهران»، تئاتر شهر، تالار سایه، «روزی، گذری، روزگاری، تهران»، بیست و هشتمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر؛ ۱۳۸۸، «قصه یک تابلو زرد تهران»، تئاتر شهر، تالار قشقایی، «عصاره اجدادی تهران» . تقیانی‌پور همچنین در نمایش« روی ریل جنگ» که سال ۸۸ در تالار مولوی اجرا شد، بازی کرد و کارگردانی این اثر را به‌طور مشترک با جواد نوری بر عهده داشت. تقیانی‌پور علاوه بر این‌ها نمایش‌ «پری» را با کارگردانی مشترکش با جواد نوری و نویسندگی و بازی خودش به سی‌امین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در سال ۹۰ آورد و همچنین این اثر را در همان سال در جشنواره بین‌المللی کارتاژ تونس اجرا کرد.خیراله تقیانی‌پور و در نمایش‌های« صبور » به کارگردانی مسعود ساکت‌اف، «خانم سرگرد باربارا» به کارگردانی مهرداد رایانی‌مخصوص و« حورا» به کارگردانی محمود صابری صرفا به ایفای نقش پرداخته است.اما مهم‌ترین اثر تئاتری تقیانی‌پور نمایش «بوقلمون» به نویسندگی و کارگردانی خودش بود که در سال ۹۳ موفق شد به خاطر اجرای آن جوایز تندیس بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر زن، بهترین نویسندگی، بهترین موسیقی، لوح تقدیر بهترین بازیگر مرد و طراحی لباس از سی‌و‌سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر را از آن خود کند. نمایش «کلنل» در سال‌‌های مشروطه دوم (مشروطه صغیر - استبداد محمدعلی‌ شاه قاجار) روایت می‌‌شود و داستان عزیز جوان ۳۵ ساله‌ متمول و جاه‌ طلبی از خاندان قاجار را روایت می‌کند که به‌ دنبال پوشیدن ردای حاکمیت تهران است . «کلنل» مهر و آبان ماه به نویسندگی و کارگردانی خیرالله تقیانی پور ساعت ۱۹:۳۰ به مدت ۱۰۰ دقیقه در تالار اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه می‌رود .در این اثر نمایشی حسین پاکدل، شهرام‌ حقیقت‌ دوست، اتابک نادری، سیروس همتی، آرش آصفی، مونا فرجاد، آتیه جاوید، مصطفی ساسانی، جواد پورزند، وحید نفر، علیرضا ناصحی، الهه شه‌‌پرست، حسین شفیعی، محمد شکری، سیامک توده فلاح، محسن مهری دروی، آناهیتا خسروی، سمیرا سلیمی، زینب قمری، میلاد ابراهیمی، مهیار طهماسبی، حامد بدیعی، نگار جعفری، سروناز جمشیدی، امیر باد بدست و آیسان حداد به عنوان بازیگر حضور دارند. سالار عقیلی قطعاتی را به آهنگسازی بابک زرین برای نمایش کلنل خوانده است. علی زارعی مدیر تولید، علی شهبازی دستیار و برنامه ریز، رضا شاپورزاده طراح صحنه، پریدخت عابدین نژاد طراح لباس، ماریا حاجیها طراح چهره پردازی، رضا خضرایی طراح نور، مریم نراقی مشاور رسانه ای، مهدی آشنا عکاس، علی المعی موسیقی، گروه اجرایی نمایش کلنل را تشکیل می‌دهند. با خیرالله تقیانی پور در باره اجرای نمایش کلنل گفت وگویی انجام داده‌ایم.

     

    در سال‌های اخیر با توجه به ساخت فیلم‌ها و مجموعه‌هایی نظیر کلینک خنده حضور پررنگی هم در عرصه تصویر داشته‌اید. آیا کارگردانی سینما و تلویزیون به اندازه کارگردانی در تئاتر برایتان دارای جذابیت است؟

    تئاتر برای من جذابیت زیادی دارد و دوست دارم در کارگردانی در سینما و تلویزیون تجربیات خوبی به دست بیاورم. در حین ساخت کلینک خنده هم تلاش کردم ضمن ارائه  سریالی مفرح به بحث‌های مختلف اجتماعی هم سرکی بکشم و درباره آنها کنکاشی هم انجام بدهم. نکته مهم دیگر در باره کلینک خنده این بود که سطح کیفی کار استاندارد باشد.

     

     بر اساس چه ویژگی‌هایی در کارهای نوشتاری و اجرایی که در تئاتر انجام میدهید به خصوص در سالهای اخیر با نوشتن و کارگردانی آثاری مثل «پری» و «بوقلمون» به سراغ آثاری با هویت ایرانی و سنتی می‌روید؟

    هیچ وقت علاقه‌ام را به نمایش‌های ایرانی کتمان نکرده‌ام. در این آثار بخشی از فرهنگ غنی ایرانی روایت می‌شود و مخاطب هم دوست دارد این فرهنگ را در قالب نمایشی ببیند. موقعی که شخصی لباس تعزیه بر تن میکند ولو آنکه تعزیه هم نخواند کارش مخاطب دارد و مردم به دورش جمع میشوند.

     

    در نمایش تخته‌ای در وسط دکور صحنه وجود دارد و در کنارش هم تم موسیقی اشاره مستقیمی به جایگاه تعزیه در نمایش کلنل میشود؟

    بله ، رویکردم بدین نحو بود که از ساختار تعزیه و المانهایش در ساختار نمایش استفاده کنم. مخاطب ایرانی آئینها، سنن و هنر ایرانی، عروسکها، تعزیه و سایر موارد را خوب میشناسد و از بودنشان در ساختار یک نمایش استقبال میکند.

     

    به چه دلیل در ساختار اجرایی نمایش شما از ساختار غیرخطی و تلفیق رئال با سورئال استفاده کردهاید؟

    این الگوها اجرایی در تعزیه هم مثل تعزیه سلطان قیس وجود دارد.

     

    در اغلب نمایشهای ایرانی با رویکرد سنتی همیشه شاهد ساختار تک خطی بودهایم؟

    من تلاشم را انجام دادم که به ساختار نمایشهای ایرانی که رویکرد به ساختار غیرخطی دارد وفادار باشم. تغزیه امام حسین را در نظر بگیرد. در وسط تعزیه تعزیه خوان از صحرای کربلا به دورترین جا و مکان  برش میزند.

     

    در شروع نمایش و حین به دار زدن سید از تکنیک سایه استفاده به جا و درستی انجام دادید؟

    متاسفانه اغلب تصور میکنند تکنیک سایه از خاور دور و تئاتر کابوکی به ایران آمده است. در صورتی که یک تکنیک شرقی است و استاد بیضایی هم اشاره داشته که در قدیم تکنیک سایه جزو آئینهای ایران بوده که در برج و باروها آتشی افروخته میشده و مردم در کنار آتش سایههایی را به وجود میآوردند.

     

    شخصیت عین الدوله های که شما در نمایش ترسیم کردهاید یک آدم منتفذ، همکاره و مقتدر نظیر شخصیتی محوری سریال «هزار دستان» با بازی عزت الله انتظامی است. چقدر در نوشتن شخصیت عین الدوله تحت تاثیر است کاراکتر هزار دستان بودید؟

    من تاثیری در نوشتن این شخصیت از هزار دستان نداشتم. در کلنل من بخشی از نمایش را نوشته بودم و بخش دیگر نمایش نامه در حین تمرینات آماده شد. در تمرینات بین من و حسین پاکدل صحبت های زیادی صورت گرفت.

     

    یکی از دغدغه های جدی حسین پاکدل همین پرداختن به تاریخ معاصر از اواسط دوران قاجاریه تا شروع سلسله پهلوی است و در آثار نمایشی ایشان هم به این دوره میپردازد؟

    بله، در این حوزه تاریخی تبحر و شناخت زیادی دارد و در تمرینات حسین پاکدل و سایر بازیگران  نقش مهمی در کامل تر شدن نمایش نامه داشتند.

     

    به کار کارگاهی اعتقاد دارید؟

    طرح نمایش نامه آماده شد و من نیمی از نمایش نامه را نوشتم که بازیگران وارد پروسه تولید نمایش و تمرینات شدند.

     

    در بحث بازی بازیگران و استفاده از تکیه کلامهایی که در بخشهای مختلف نمایش استفاده میشود چقدر به بازیگران آزادی عمل دادید؟

    من اجازه میدهم در تمرینات بازیگر آورده هایش را رو کند. بعد از عرصه این آورده ها من هستم که تصمیم نهایی را درباره استفاده کردن و یا حدف آنها میگیریم .سعی میکنم اجازه پرواز بازیگر باندازه تواناییاش را در صحنه بدهم. در مورد تکه کلام ها  کنترل و حساب شده عمل شد.

     

    آیا شخصیت اصلی و محوری نمایش عین الدوله است و یا عزیز؟

    عزیز شخصیت محوری نمایش است.

     اما تصمیمات مهم و به وجود آوردنده اتفاقات و حوادث درون داستان نمایش عین الدوله است؟

    بله، اما در بعد نمایشی و حضور در صحنه عزیز شخصیت محوری است.

     

    با توجه به منش و کردار عزیز او را میتوانیم شخصیت منفی بدانیم؟

    عزیز با توجه به کلیت رفتارهایش و داشتن عشق واقعی به پری شخصیتش خاکستری است و یک سویه نیست.

     

    آیا عزیز قربانی عشقش میشود؟

     عزیز قربانی جاه طلبی و زیادخواهیش می شود.

     

    در اغلب داستان‌ها و آثار هنری حرص و طمع و آز از گذشته تا به امروز عامل تباهی آدمها بوده است؟

    همین‌طور است. در سال 60 هجری هم یزد به خاطر حرص و طمع و قدرت طلبیش باعث رقم خوردن فاجعه خون‌بار کربلا شد.

     

    معمولا در ایجاد بستر دراماتیک تقابل خیر و شر است که آن را به وجود میآورد. اما در نمایش «کلنل» قطب خیر نمایش ( سید) آدمی است که اغلب فقط حرف میزند و در خفا قرار دارد و چندان برای تماشاگر سمپاتی را به وجود نمیآورد و در بحث انتخاب بازیگر این نقش هم از بازیگر کمتر شناخته شدهای استفاده کردید. دلیل این رویکردتتان چه بود؟

    من بیس داستانم را بر اساس نوع زاویه دید قطب شر قرار دادم و به همین  دلیل حضور و نقشش پر رنگ تر از قطب مثبت به نظر میرسد.

     

    اما برای من مخاطب شخصیت قطب مثبت (سید علی اوسط) هیچ جذابیتی ندارد و با او و حرف هایش هیچ حس همذات پنداری انجام نمیدهم؟

    دغدغه های که در نمایش «بوقلمون» و همین نمایش «کلنل» باعث استارت خوردن نوشتن متن شد نشان دادن جهل مردم بود. در «بوقلمون» یک نوع جهل میبینیم و در «کلنل» جور دیگرش را مشاهده میکنیم. جهلی که همواره بوده است و در سال 60 هجری باعث شد امام زمانه را به کشتارگاه برد. در نمایش «کلنل» هم جهل مردم سید علی اوسط را پای چوبه دار میبرد.




    نظرات کاربران