در حال بارگذاری ...
  • کارگردان نمایش پلاس پلاس به توان ۲

    همه ما ناخواسته در زندگی نقش بازی می کنیم

    نمایش پلاس پلاس به توان ۲ به نویسندگی و کارگردانی سینا شفیعی روایتگر زندگی مرد میانسالی به نام راجرز است که برای اثبات توانایی و استعدادهایش تلاش زیادی می کند .در کارنامه کاری شفیعی در حوزه نویسندگی و کارگردانی می توان به آثاری نظیر سمنو، دریازدگی ، آوای آب، سیارود و اسماعیل اشاره کرد.

    سینا شفیعی کارگردان جوان نمایش «پلاس پلاس به توان 2» می کوشد در قالبی تراژیک و خلق موقعیت های طنز آمیز شرایط مرد میانسال را در پیش روی مخاطبش قرار بدهد. به نوعی این کارگردان می کوشد در نمایشش درباره رسانه و پیچیدگی انسان  معاصری حرف بزند که  دارای اصول و ارزش‌های شخصی و انسانی است و در چرخه نظام سرمایه‌داری، بین گذشته و آینده و زیر پا گذاشتن ارزش‌های مقبول خود، در تقابل و تنگنا قرار گرفته و باید دست به انتخاب بزندنمایشی که در آن  افکت‌ و موسیقی‌ها نقش مهمی در ارتباط گیری مخاطب با فضای نمایش دارد. «پلاس پلاس به توان ۲» قصه یک ساعت آدمی است که در زمانی واقعی در موقعیتی گیر کرده است. این آدم دچار بازشناسی می‌شود و بلوغی در اصول شخصیتی‌اش به وجود می‌آید. این انسان، آدم ارزش‌گرایی است که در دنیای معاصر یا با شرایط کنار می‌آید یا لجبازانه روی اصول خودش می‌ماندنمایش «پلاس پلاس به توان 2» به نویسندگی و کارگردانی سینا شفیعی خرداد و تیر ماه ماه ساعت 20 در سالن سایه مجموعه تئاترشهر روی صحنه است. این اثر نمایشی با بازی مصطفی ساسانی، سحرناز عباس‌زاده، عبدالرضا یعقوبی، محمدرضا محمدپور، حمیدرضا معدن‌کن، سترگ رضایی و محمد امیری و صدای امیر جعفری اجرا می‌شوددیگر عوامل این نمایش عبارتند از: طراح صحنه: سعید حسنلو، دستیار کارگردان و برنامه ریز: مسعود بیگلری، مدیر تولید: نوشین شکری، آهنگساز: محمد ثابت قدم، طراح لباس: سحر هنرور، طراح گریم: یلما شهباززاده، طراح نور: میثم صفری، مدیر صحنه: عطا نامجوفر، ساخت دکور: حسین طاهربخش، دستیاران صحنه: عماد زیرکی و مهدی منصور خاکی، عکاس: سپهر رضوانی، رسانه و تبلیغات: مریم رودبارانی، ساخت تیزر: محمدرضا جعفری و وحید محمدی، ضبط صدا: میثم شفیعی و اجرای گریم: المیرا کسائیانبا سینا شفیعی در باره اجرای نمایشش گفت وگویی انجام داده ایم.

     

    آیا در اجرای نمایش پلاس پلاس به توان 2 نگاهی نقادانه به جوامع سرمایه داری و روابط آدمها در چنین جامعه ای داشتید؟

    نمی شود صرفا از این زاوید دید به نمایش اشاره کرد؛ نگاهم کلی تر و جهان شمول تر از یک جغرافیا و یا فرهنگ خاصی است. این اتفاقی که برای شخصیت های نمایش رخ می دهد می تواند در هر جامعه ای رخ بدهد.

     

    آیا راجر قهرمان نمایش شما است؟

    راجر آدمی است که بتدریج عمل گرا می شود، تا زندگی آدم های اطرافش را تغییر بدهد؛ اما او قهرمانی است که با چالش های زیادی روبه رو است.

     

    با توجه به عملکردش و ناموفق بودن در زندگی شغلی و خاوادگیش یک آدم شکست خورده هم می توانیم ارزیابیش کنیم؟

    او تزی دارد که به آنتی تز خودش تبدیل می شود؛ بدین منوال که در طول قصه تلاش می کند تا به آن چیزی که مورد نقدش قرار گرفته بود برسد.

     

    در مکالمه ای که در آخر نمایش دارد و پدر زنش به او می گوید تمام جلب و جذب مشتری و کارهایی که را ظاهرا او برای شبکه رادیویشش انجام داده بود توسط او مهندسی و طراحی شده است و او در اصل هیچ توانایی و قابلیتی در کارش ندارد خیلی از حقایق برایش آشکار می شود و احساس سرخوردگی پیدا می کند؟

    در حقیقت در این صحنه انگاری آکواریوم کوچکی که راجر برای خودش ایجاد کرده دچار شکاف می شود و تمام حقایقی که با آنها زندگی کرده و لذت برده در مواجه با واقعیت‌های موجود قرار می گیرد و در این چالش به بلوغ فکری می رسد.

     

    آیا اعتقاد دارید راجر انتهای نمایش با راجر ابتدای نمایش تفاوت های زیادی دارد؟

     بله، او بزرگ و با تجربه می شود. راجر در بخش اول نمایش یک آدم یاغی، شورشی و لجبازی است که می خواهد همه چیز را تغییر بدهد. در نیمه دوم نمایش آدمی است که به شرایط تغییر یافته عادت می کند و واقعگرایانه به مسائل توجه می کند و از جایگاه قهرمانانه و آرمانخواه به جایگاه یک مرد عام، عادی و منطقی تبدیل می شود.

     

    آیا راجر مانند یک عروسک خیمه شب بازی در دستان عروسک گردان پدر زنش اسیر است؟

    تعبیر درستی است. پدر زن رابرت تعدادی آدم را دور و بر راجر چیده تا او را به هر سمتی که می خواهد متمایل کند. در دنیای امروز هم آدمهای جامعه به همین سبک و سیاق کنترل و مدیریت می شوند. پدر نینا برای راجر توهمی تدارک دیده تا او را شانتاژ کند و در ضمن طبق میل او رفتار کند. من به نوعی راجر را مثل یک ماهی درون آکواریوم دیدم که همه از بیرون او را نگاه می کنند و او دست آخر متوجه می شود در چنین شرایطی قرار گرفته است. برای همه ماها در زندگی لحظه‌ای وجود دارد که با حقیقت روبه رو می شویم که برایمان می تواند خیلی تلخ هم باشد. در آخر نمایش هم راجر از خانه و دفتر کارش بیرون می آید تا در کنار مردم قرار بگیرد که در بیشتر مواقع آنها را نقد می کرده است.

     

    آیا عشق لینا به راجر واقعی بوده است؟

    عشق در چنین موقعیت های بشری تنها نکته امید بخش برای آدم ها است. موقع نوشتن متن احساس می کردم که عشق واقعی است؛ اما سرشار از دوگانگی و ایهام  است.

     

    رفتارهای نینا نوسان های زیادی دارد و یک جورهایی برای راجرز نقش بازی می کند؟

    ماها ناخواسته در زندگی نقش بازی می کنیم و در مقابل سایرین واکنش هایی انجام می دهیم که برخی از آنها از قبل طراحی شده و با برنامه است؛ اما عشق نینا به راجر صادقانه است و او را دوست دارد.

     

    آیا پاپ کورن خوردن شخصیتهای نمایش در اواسط نمایش تاکیدی بر سبک زندگی سطحی امریکایی و عامیانه بونشان است؟

    پاپ کورن نماد و نشانه ای از زندگی عامیانه امریکایی است که سرمایه داران حاکم می خواستند با چیزهای سطحی سر آنها را گرم کنند و در حین دیدن شو، کمدی و فیلم‌ها معمولا پاپ کورن مصرف می کنند و برای من بیشتر یک سیرک مطرح بود که مردمی به دیدنش می روند، پاپ کورن هم می خورند و اصول و بنیادهای زندگیشان تبدیل به این نوع سبک زندگی شده است.

     

    استفاده از صدای امیرجعفری برای شخصیت پدر نینا چه کارکردی داشت؟

    خیلی به این قضیه فکر کرده بودم که چگونه می توانم صدایی را انتخاب کنم که در درونش ابهامی هم باشد و یک بیزنس من با سیاست به نظر برسد و بازیگری با فیزیک مردانه و قوی دارای این صدا است؛ صدای امیر جعفری چنین مختصاتی هم داشت ومدت‌ها به این مسئله فکر کردم که آیا پدر حضور فیزیکالی در نمایش داشته باشد و یا فقط صدایش از پشت تلفن شنیده شود. اما متوجه شدم با غیبت فیزیکش در صحنه حضورش اثر گذاری بیشتری در درام دارد.

     




    نظرات کاربران