در حال بارگذاری ...
  • مهدی محمدی بازیگر نمایش «پانزده سال آینده»:

    حضور در نمایش مونولوگ چالش برانگیز است

    عمده موفقیت نمایش های مونولوگ نسبت مستقیمی با بازی بازیگرش دارد و در نمایش ۱۵ سال بعد مهدی محمدی با درک درست از شخیصیت یک پیرمرد وفادار به اصولش(بردباری) که به ته خط رسیده، بازی درستی ارائه می کند.

    مهدی محمدی در یک دهه اخیر، حضور موثری در عرصه کارگردانی و بازیگری در تئاتر و به خصوص استان مرکزی داشته است. مکبث، فلان و چنان حکومت خان جان در زمان هجمه ددمنشانه ممالک راغبه، وقتی از بریدگی های خونبار عصب می گذرد، بدن مقدس، رورانس، سفید، فرزانه و تفنگ های تند کار از جمله کارهای مهم کارنامه کاری محمدی محسوب می شوند. نمایش پانزده سال آینده یک نمایش مونودرام  تک شخصیته است و دارای موضوعی اجتماعی است که به موقعیت‌های اجتماعی در قالب مفاهیم فرهنگ شناسانه، آسیب شناسانه و‌ روانشناسی اجتماعی می‌پردازد؛ در واقع به معضلاتی که مردم با آن دست به گریبان هستند می‌پردازد و هر شهروندی به نوعی آن را تجربه کرده و با آن دچار چالش است. این نمایش بین سال‌های 95 تا 96 تولید شد وقبلا در فرهنگ سرای آئینه شهر اراک  ودر یک تور چند ماهه طی ۳۰ اجرا در استان مرکزی به صحنه رفت است و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. نمایش پانزده سال آینده نوشته مهدی کوشکی و کارگردانی سعیدزارع با بازی مهدی محمدی و مشاوره شهرام احمدزاده تیر و مرداد ماه هر شب ساعت 18:30 در تالار سایه تئاتر شهر به روی صحنه رفته است. مهدی محمدی تنها بازیگر این اثر نمایشی است که داستانی درباره یک سروان بازنشسته نظامی را روایت می کند که فردی متعهد و مقید به قانون است و سروان بردباری نام دارد. پسر آقای بردباری با زنی بدکاره در ارتباط بوده و این زن از لحاظ عاطفی و مالی از او اخاذی کرده است. این پسر روزی زن را به خانه اش می کشاند و او را با کارد آشپزخانه به قتل می رساند. حالا پسر اعدام شده و آقای بردباری که دچار آشفتگی روحی و روانی شده در تیمارستان بستری است و از درون آسایشگاه با مخاطبان درباره این جنایت صحبت می کند. با مهدی محمدی در باره حضورش در نمایش 15 سال بعد و ابعاد نقش آقای بردباری گفت وگویی انجام داده ایم.

     

     

    در سال های اخیر حضور موثری در عرصه بازیگری و کارگردانی داشته اید؛ کدامیک از این دو حوره برایتان اولویت بیشتری دارد؟

    در چند ساله اخیر تمرکزم بیشتر در کارگردانی بوده است؛ اما بازیگری را هم در نقش های جذاب و خوبی مثل مکبث رضا ثروتی دوست دارم.

     

     به طور معمول برای بازیگر بازی در نمایش مونولوگ یک جور به رخ کشاندن توانایی هایش محسوب میشود. چقدر به این مسئله اعتقاد دارید؟

    نمایش 15 سال بعد دومین نمایش مونولوگی است که بازی کرده ام. ده سال قبل هم در نمایش مونولوگی از جمشید خانیان بازی کردم و به فضای نمایش مونولوگ آشنایی کاملی دارم و این نمایش بارها بازتولید شده است. برای من حضور در نمایش مونولوگ چالش برانگیز است؛ زیرا پارنتری در صحنه وجود ندارد و در صحنه تمام هوش و توجه مخاطب به شما متوجه است و همه چیز در صورت ارائه بازی درست در خدمت بهتر دیدن شدن بازیگر قرار می گیرد.

     

    آیا مونولوگ را می توانیم در گروه نمایش هایی به مفهوم کلاسیک بدانیم؟

    خیلی از منتقدان نمایش مونولوگ را جزو این تعریف نمی دانند و آن در حوزه روایتگری تفسیر می کنند؛ اما نمایش های مونولوگ به خصوص همین نمایش 15 سال بعد یک درام پر و پیمان و چالش برانگیز دارد.

     

    آیا سروران بردباردی را به دلیل نوع زندگی و اتفاقی که در پیری برایش رخ می دهد؛ می توانیم آدمی دارای نوسان های شخصیتی بدانیم؟

    بردباری در اصل بین پایبندی و عدم پایبندی به تردید افتاده است و قدرت تصمیم گیری از او سلب شده است و این برایش چالش های زیادی را به لحاظ ذهنی ایجاد می کند. برای من بازیگر رسیدن به این وضعیت در بازی بسیار مهم بود و در تمرینات روی آن تاکید داشتم.

     

    در بخش هایی از نمایش بردباری به خاطر پایبندی به اصولش و پاکدستیش اظهار گلایه و شکایت دارد و مشخص است از عملکردش در گذشته ناراضی است؟

    او احساس می کند عمری را جهت پاسداشت قوانین گذرانیده و امروز در چنین شرایط خطیری به خاطر ارتکاب قتل توسط پسرش درگیر با بی قانونی است. این رویه تضاد وحشتناکی برایش به وجود می آورد و باعث می شود که در معرض فروپاشی روانی قرار بگیرد و به بیمارستان روانی منتثل می شود.

     

    آیا غلام نژاد همکار بردباری آدمی است که بر خلاف رویه او عمل می کند و آدم پاکدستی نیست و در زندگی موفق تر است؟

    غلام نژاد توجهی به قوانین ندارد و رشوه هم می گیرد و پولدار می شود و قانون را به اشکال مختلف دور می زند و آدم منفوری است و بردباری وضعیت خودش را با وضعیت غلام نژاد مقایسه می کند و مشخص است که از مقایسه ناراضی است.

     

    درستی و نادرستی قانون محل مناقشه است؟

    بله و گاهی مواقع هم جنبه فلسفی پیدا می کند؛ فلسفی از این منظر که باید در هر شرایطی بشر این قوانین وضع شده را بپذیرد و یا رویه دیگری در پیش بگیرد. از منظر دیگری می توان قانون را قراردادی فرض کرد و براساس قرارداد فقط در جاهایی از قانون استفاده کرد. بردباری هم کتابی در اتاقش می خواند که به جنبه قراردادی بودن قانون تاکید دارد.

     

    آیا این کتاب خرد قوانین که در طول نمایش بارها مورد استناد بردباری قرار می گیرد؛ به عنوان کتاب مرجع برای او اهمیت دارد؟

    کتاب خرد قوانین برای آدم هایی که در بخش پلیس و امنیت فعالیت می کنند مورد اهمیت قرار دارد و در همه جای دنیا در دسترسشان قرار دارد.

     

    آیا شغل پلیس بودن بردباری جزو شخصیتش قرار دارد و شخصیت او را تعریف می کند؟

    شغل این آدم نظامی است و مامور تحقق قوانین و برقراری امنیت در جامعه بوده  و همین شغل باعث می شود که اصول گرا باشد و در هر موردی مته به خشاش بگذارد و نگاه سخت گیرانه ای داشته باشد و وجود یک بی قانونی در زندگی شخصیش(قتل توسط پسرش) او را درگیر می کند.

     

    با توجه به فاصله زیاد سنی شما با بردباری آیا بازی کردن این شخصیت برایتان کار دشواری بود؟

    کار سختی بود؛ من خیلی تلاش کردم طوری نقش را بازی کنم که مخاطب باور کند با یک مرد پابه سن گذاشته شصت و اندی سال مواجه است. این فاصله زیاد سنی و شخصیت بردباری را تلاش کردم از بین ببرم و حرکات این آدم را مطابق با سنش کند تر بازی کنم و در نوع حرف زدن و ایست های حرکتی هم به این مسئله توجه داشتم. جنس رفتاری این نوع آدم ها را مد نظر داشتم و از آنها استفاده کردم. اینکه چقدر در این امر موفق عمل کرده ام بسته به نظر تماشاگران دارد که این شخصیت را با این سن باور کرده باشند.


    در قسمت‌هایی تحلیل های بردباری در حکم صادر کردن در باره زن های خودفروش که باعث گرفتاری پسرش شده اند جای تفسیر و نقد دارد؟

    این چنین نوع نگاه در بردباری ته نشین شده است و این مدلی به این آدمها نگاه می کند و البته در وضعیت فعلی آدم دیوانه ای است که به بیمارستان روانی سپرده شده است و اگر حرفی را هم مطرح می کند؛ براساس شرایطش است و به هیچ وجه حرفش به عنوان یک مرجع پذیرفتنی نیست.




    نظرات کاربران