در حال بارگذاری ...
  • در هفدهمین نشست نقد صحنه در فرهنگسرای ارسباران مطرح شد:

    کوروش سلیمانی: تئاتر برای من مثل یک غار کشف نشده است

    هفدهمین نشست نقد صحنه با حضور کوروش سلیمانی، علی‌رضا نراقی و بهزاد صدیقی عصر روز شنبه ۲۴ آذر ماه ۹۷ با همکاری موسسهٔ افرامانا و بررسی و گفت وگو دربارهٔ نمایش«خرده نان» در سالن استاد ذوالفقاری فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

    کوروش سلیمانی (بازیگر و کارگردان تئاتر)، علیرضا نراقی (منتقد و پژوهشگر تئاتر) و بهزاد صدیقی (نمایش نامه نویس و دبیر نشست های نقد صحنه)، نمایش «خرده نان» را مورد بررسی قراردادند و دربارهٔ این اثر گفت وگو کردند.
     بر اساس این گزارش، در این نشست ابتدا بهزاد صدیقی(نمایش نامه نویس و دبیر نشست های نقد صحنه) با اشاره به این که تئاتر خرده نان یک اجرای بی ادعا و شسته رفته از نمایشنامهٔ لویی کالافرت است، گفت: تئاتر خرده نان، از بی تفاوتی انسان های امروز و یکنواختی زندگی شان می گوید. صدیقی در یادآورشد: خرده نان با انتخاب های درست عوامل صحنه توسط کارگردان و بازی های روان و درست و به اندازه و البته محکم به اجرای یکدستی رسیده است و علارغم این که در متن اتفاق دراماتیک خاصی نمی افتد اما پر از لحظه های تأثیرگذار است و اجرای چنین نمایشنامه ای که فراز و فرور خاص یا تعلیق و اتفاق های غیره منتظره ای ندارد، کار سختی اسن و مثل راه رفتن روی لبهٔ تیغ است.
    در ادامهٔ این نشست، کوروش سلیمانی (بازیگر و کارگردان تئاتر) ابتدا با اشاره به فعالیت های کارگردانی خود در دوران دانشجویی اش گفت: در دورهٔ تحصیلات دانشگاهی در رشتهٔ کارگردانی تئاتر چندین نمایش را کارگردانی کردم و به روی صحنه بردم که از جملهٔ آن ها می توانم به تئاترهای چندوچون به چاه رفتن چوپان، چای تلخ، پیک نیک در میدان جنگ، مسافران و ... اشاره کنم. این کارگردان هم چنین گفت: حرفهٔ کارگردانی را با همهٔ رنج ها و سختی های آن دوست دارم و علاقه مند هستم سالی یک بار اثری را به روی صحنه بیاورم.
    سلیمانی در ادامه تصریح کرد: با متن خرده نان در سال 90 آشنا شدم و پس از خواندن آن در همین سال این نمایشنامه در گوشهٔ ذهنم نشست تا این که تمرینات آن را از مهر ماه 97 آغاز کردم. به دلیل محدودیت های مالی برای تولید تئاتر دوست داشتم اثر جمع و جوری را به روی صحنه ببرم. از آن جا که متن اتفاق خاصی در متن وجود نداشت، می بایستی در اجرا جذابیت آن را بالا می بردیم. از طرفی دوست داشتم در طراحی صحنه آنچه که با سینا ییلاق بیگی به عنوان طراح صحنه به توافق رسیده بودیم، واقعن چیزی را کم نگذاریم.
    وی در پاسخ به این پرسش که آیا در انتخاب بازیگرانش از ابتدا این دو بازیگر بودند، گفت: بله خوشبختانه نخستین گزینه های من برای ایفای نقش های شوپه و شوپت، رضا بهبودی و آناهیتا اقبال‌نژاد به عنوان بازیگر این دو نقش بودند. من حتا به گزینه های چهارم و پنجم برای ایفای این نقش ها فکر کرده بودم که دیگر حتا به گزینه های دوم و سوم هم نرسید. برای ایفای این دو نقش جدا از استعداد و توانمندی بازیگری،  بازیگرانی می خواستم که تیپ و شکل شان به آدم های اروپایی نزدیکی و شباهت ظاهری داشته باشند. این کارگردان تئاتر گفت: مسئلهٔ این نمایش بی تفاوتی انسان و  بحران میان سالی و زناشویی است. زوج میان سالی که زندگی یکنواختی دارند.
    در بخش دیگری از این نشست علیزضا نراقی(منتقد و پژوهشگر تئاتر) گفت: در تئاتر خرده نان زندگی روزمره یک زوج میان سال تصویر شده و سکون آن ها در زندگی روزمره شان است. ما یکسری اتفاقات پیرامن زندگی آن ها را که در بیرون از منزل شان  می افتد، نمی بینیم. تنها اتفاق دور و بر آن ها همین سروصدای جلوی آپارتمان شان  است و یا این که مرد می گوید چطور است یک سگ بخرند؟ اما هیچ کدام از آن ها منتهی به اتفاق نمی شود. همین تضاد ظاهری که در فکر و زندگی شان وجوددارد، باعث می شود تماشاگر  خودش را در این شخصیت های زن و مرد ببیند
    این منتقد تئاتر هم چنین یادآور شد: در این نمایش آدم ها این زندگی پرملال و روزمرگی را معناسازی می کنند. با وجود این چیزی نیست که دوست نداشته باشد. این متن اگرچه زندگی یکنواختی را به نمایش می گذارد اما اصلن مثل آثار ابزورد نیست چون در این اثر برخلاف آثار ابزورد تماشاگر با شخصیت ها احساس نزدیکی و سمپاتی می کند. زن شکسته شده و به آرزوهایش نرسیده و مرد دنبال اتفاقی است که زندگی اش را تغییر بدهد. او به حاشیهٔ امن وابسته است.
    نراقی در خصوص اجرای این اثر گفت: در این اجرا ما شاهد سکون و سکوت لحظه های بازی و زندگی آن ها هستیم. برخلاف اغلب بازیگران ایرانی که از هیچ کار نکردن برای ایفای برخی از نقش ها می ترسند، در این اجرا بازیگران، بازی های درسکوت و بدون ترسی را شکل می دهند و به راحتی این نوع بازی را از خود به نمایش می گذارند
    این منتقد اضافه کرد: در این اجرا شکاف عمیقی را شاهد هستیم که بین داخل و بیرون از خانه شخصیت ها دیده می شود. اولین نکته این که سکون در اجرا کاملن حس می شود. میزانسن های ساده ای برای اجرا طراحی شده و در واقع  شخصیت زن خانه به این زندگی میزانسن می دهد. لحظه ها و پاسکاری های بازی بین دو بازیگر به خوبی و درستی انجام می شود و اتفاق می افتد.
    دو شخصیت نمایش می خواهند در ساحل امن خود وفادار بمانند. کوروش سلیمانی در ادامه گفت: من برای به صحنه بردن این اثر از آثار سینما و تئاتر که همراه با سکون و سکوت بود بیشتر تأثیر گرفتم تا از آثار شلوغ و پر تحرک سینمایی و تئاتری... شخصیت شوپه و شوپت به هم نزدیک ند و در عین این که منفعل ند اما در عمل یکسان ند اما نمی توانند کاری کنند. این ها گویی نمایندهٔ آدم های دوران مدرنیسم هستتند. انگار باید این ها باشند تا برای همهٔ آدم های پیرامون ما دلسوزی کنند.
    در پایان سخنان خود در این نشست گفت: تئاتر برای من مثل یک غار کشف نشده است. با نور انداختن بر تاریکی های آن آرام آرام تصاویر روی دیوارهای آن پیدا و آشکار می شود و بعد که از آن خارج می شویم، گویی معجزه ای رخ می دهد.  بهزاد صدیقی در پایان این نشست تصریح کرد: تئاتر خرده نان در این بلبشوی اجراهای تئاتر و فضای فرهنگی، به درستی متن نمایشنامه را در روی صحنه نشان می دهد که همهٔ این ها مرهون هدایت و انتخاب های درست عوامل صحنه و مطالعهٔ کافی از  سوی کارگردان صحنه است که هم اجرای یکدستی را پیش روی تماشاگران قرار می دهد و هم از با به کارگیری زبان نشانه و نشانه شناسی درام بر محتوا و غنای اثرش می افزاید.
    گفتنی است در بخش پایانی این نشست لوح تقدیری از طرف مدیریت فرهنگی هنری منطقهٔ سه و رئیس فرهنگسرای ارسباران به هر یک از مدعوین آن اهدا شد.

     




    نظرات کاربران