گفت وگو با نادیا باوند بازیگر نمایش «کالبد شکافی»:

قصد عصبانی کردن تماشاگر را نداریم

نمایش «کالبد شکافی» در تداوم سایر اجراهای گروه تئاتری آوای دیوانگان اثری اجتماعی – مستند در باره چالش ، انتظارات و مطالبات ترنس ها و ودو جنسی های جامعه است . مطالباتی که برای تحقشش این آدمها با واکنش های تند و حتی خشونت هم مواجه می شوند ودیدن این نمایش به ما شناخت می دهد و این شناخت باعث می شود که در باره دیگران قضاوت شتابزده نداشته باشیم.

نادیا باوند بازیگر مستعد و جوان تئاتر و عضو گروه تئاتری آوای دیوانگان در یک نقش چالش برانگیز دغدغه‌های یک فرد عادی که با شخصی که ترنس بوده ازدواج کرده را واگویه می‌کند. «همان باش که نیستی»، «همتون منو می شناسین» و «خودکار بیکار» از جمله بازی‌های مهم باوند در عرصه بازیگری تئاتر است. نمایش «کالبد شکافی» نمایشی است که دیدنش برای مخاطب شناخت خود و دیگر آدم‌ها را به وجود می‌آورد. «کالبد شکافی» ساختاری اپیزودیک و پداگوژی دارد و دارای ۷ اپیزود است و در هر اپیزود خانواده‌ای داستان زندگی‌شان را روایت می‌کنند. سبک و شیوه اجرایی کاملاً رئال و بر مبنای اتفاقات واقعی است که بازیگران آن را روایت می‌کنند. این نمایش طی کارگاه‌های بازیگری و شناخت از خود شکل گرفته است. نمایش «کالبد شکافی» به نویسندگی و کارگردانی سامان ارسطو محصول نه ماه تمرینات کارگاهی، دی و بهمن ماه ساعت ۱۸ در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفته است و بازیگران این نمایش نادیا باوند، هدیه خانیان، حمیدرضا سنگیان، مانا شریفیان، سیما شکری، ماهی عظیمی، مرتضی علیدادی، میثم غنی‌زاده، حمیدرضا قبادی، امیرموید باوند و سامان ارسطو هستند. دیگر عوامل این اثر نمایشی عبارت‌اند از: تهیه کننده: گروه نمایش آوای دیوانگان، دستیار کارگردان و برنامه ریز: امیرموید باوند، طراح لباس: سامان ارسطو، عکس: بابک حقی و علی مرزبان، ساخت تیزر: علیرضا قیدیان، موسیقی تیزر: آوا اعرابی، گرافیست: میثم قهرمانی نژاد و طراح و مجری نور: علی اصغر فرخی. با نادیا باوند درباره بازیش در نمایش «کالبد شکافی» گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.   آیا بازی در نمایش‌های که رویکرد مستند دارند با بازی با سایر گونه‌های تئاتری تفاوت‌های زیادی دارد؟ این شیوه تئاتری بازیش برای بازیگر با مخاطرات زیادی روبه رو است. زیرا در این نمایش ما دیوار چهارم روبه رو نیستیم و با تماشاگر روبه رو می‌شویم و تماشاگر ممکن است در لحظه احساسش را ابراز و بیان کند و من بازیگر با این چالش مواجه بشوم و این نکته را در ذهن داشته باشم در فلان صحنه تماشاگر چه عکس‌العملی خواهد داشت. برای بازی در تئاترهای مستند بازیگر برای ایفای نقشش باید در درون خودش نقبی بزند و در این فرآیند کاراکتر شکل بگیرد. در این فرآیند احساسات، موقعیت و جایگاه نقش در خود بازیگر شکل می‌گیرد.   اولین چالش را در شروع نمایش بازیگران در سالن نمایش شروع می‌کنند و با برخورد فیزیکی داشتن تماشاگر را وادار به واکنش می‌کنند؟ بله، این چالش خودخواسته است و نظر مخاطب را جلب می‌کند.   مدیریت کردن این موقعیت که ممکن است تماشاگر هم واکنش فیزیکی انجام بدهد کار دشواری به نظر می‌رسد؟ بازیگران این جنس از کارها باید در تمام لحظات نمایش هوشیار باشند. نکته مهم این است که اصلاً قصد عصبانی کردن تماشاگر را نداریم و دوست داریم به فکر وا‌داشته شود. این به فکر وادار کردن در برخی از مواقع ممکن است تماشاگر را احساساتی کند. در چنین مواقعی بازیگر در دور کردن تنش از فضای نمایش نقش مهمی دارد و بازیگر باید در چارچوب خاصی کار کند و زیاد وارد حاشیه نشود.   آیا تا به حال در این مدتی که از اجرای نمایش می‌گذرد با واکنش غیرقابل پیش‌بینی از تماشاگر روبه رو شده‌اید که قادر به کنترل کردنش نباشید؟ در این اجرا کمتر این مسئله پیش‌آمده است. اما در اجرای قبلی گروه که خشونتش زیاد بود جاهایی این شرایط پیش آمد که کارگردان مدیریتش کرد.   در شب سوم اجرای نمایش زمانی که نمایش از سالن انتظار سایه شروع تماشاگری تصور کرد که دعوای زن و مرد جدی  واقعی است و قصد مداخله داشت؟ بله، این هم جزئی از نمایش است و امیر موید باوند بازیگر این بخش نمایش خیلی سریع عقب نشینی کرد و وارد بحث با آن تماشاگری که اشاره کردید نشد. اصلاً برای واقعیت پذیر بودن فضای نمایش قرار نیست بازیگران با تماشاگران دست به یقه شوند.   بهر حال وجود این اتفاقات غیر منتظره دیدن نمایش را برای تماشاگر و بازی را بازیگر نمایش جذاب‌تر می‌کند؟ بله، البته هدف گروه ما برای اجرای نمایش فقط معطوف به این قضیه نیست و قصد ما نشان دادن بخشی از واقعیت‌ها مثل همین خشونت است و با نشان دادن این خشونت تماشاگر را با خودش روبه رو می‌کنیم.   به خشونت اشاره کردید. در اجراهای قبلی گروه هم بروز خشونت جزو ساختار اصلی نمایش‌ها محسوب می‌شد؟  خشونت هم به شکل‌های مختلف در حال تکرار است و یکی از اهداف اصلی گروه تئاتری ما همین مواجه کردن تماشاگر با خودش در حین دیدن نمایش است.   آیا این آمادگی بین بازیگران نمایش وجود دارد که اگر تماشاگر واکنشی غیر منظره‌ای نشان بدهد بتوانند اوضاع را مدیریت و فضای نمایش را طبق روال برگرداند؟ در تمرینات مهم‌ترین نکته‌ای که کارگردان به بازیگران گوشزد می‌کند این است روی خودمان کار کنیم و خشممان را در کنترل داشته باشیم تا بتوانیم اوضاع را کنترل کنیم و به نوعی ما پلن بی هم داریم و در این حالت اگر تماشاگر به حدی از عصبانیت و خشم رسید که کنترل‌شده عمل کرد وظیفه ما بازیگران این است که عقب‌نشینی کنیم و خویشتن‌دار باشیم. البته این روند بسیار پیچیده است و نمی‌شود زیاد توضیحش داد.   یکی از سخت‌ترین بازی‌ها این است که بازیگر بخواهد خودش را بازی کند. در این نمایش چقدر مخاطب با نادیا باوند حقیقی روبه رو می‌شود؟ هدف این است که تماشاگر تشخیص ندهد که من دارم بازی می‌کنم و یا حقیقت زندگی‌ام را با سامان ارسطو بیان می‌کنم و برای مخاطب مرز میان واقعی بودن وغیر واقعی بودن مشخص نشود.   البته تماشاگر می‌تواند با برداشتش قضاوت درباره واقعی و یا غیرواقعی بودن  داشته باشد؟ بله، تماشاگر مختار است هر نوع قضاوتی را که مد نظر انجام بدهد. هدف ما این بود که این مرز میان واقعیت و خیال مشخص نشود. نکته‌ای که برای من بدیهی است که من از درونم خودم نکات ناشناخته را بیرون می‌کشم و به تماشاگرعرصه‌اش می‌کنم. نکاتی که شاید در زندگی من و سامان ارسطو رخ نداده باشد.