در چهارمین نشست آسیب‌شناسی تئاتر فجر مطرح شد؛

ترکیب تولید محوری و مرور آثار در ساختار اجرایی جشنواره تئاتر فجر

چهارمین نشست دفتر پژوهش و انتشارات اداره کل هنرهای نمایشی با موضوع آسیب شناسی جشنواره بین المللی تئاتر فجر در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.

چهارمین نشست دفتر پژوهش و انتشارات اداره کل هنرهای نمایشی با موضوع آسیب شناسی جشنواره بین المللی تئاتر فجر ساعت ۱۵ روز جمعه ۲۰ اردیبهشت با حضور شهرام کرمی مدیر کل هنرهای نمایشی، حمید نیلی مدیرعامل انجمن هنرهای نمایشی و نادر برهانی مرند دبیر جشنواره تئاتر فجر در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد. در این نشست که با موضوع «ساختار اجرایی و هنری» در جشنواره های تئاتر فجر برگزار شد بهروز غریب پور، حسین مسافر آستانه و ناصر حبیبیان به عنوان سخنران حضور داشتند. بهروز غریب پور نیز که به عنوان نخستین سخنران در این نشست سخن می گفت با تاکید بر لزوم وجود جشنواره فجر بیان کرد: ایرادی اساسی که در زمینه برگزاری جشنواره‌ها وجود دارد، این است که ما هر سال با دلایل مختلف جشنواره را از نو ابداع و از صفر آغاز می‌کنیم. همچنین آسیب‌شناسی را به خاطر آسیب‌شناسی انجام می‌دهیم؛ نه برای بررسی کارشناسانه. من می‌پذیرم که محدودیت‌هایی وجود دارد که هنگام اجرا دست و پای دبیر جشنواره را می‌بندد و بلندپروازی‌های او را به حداقل می‌رساند؛ به گونه‌ای که تصور می‌کنیم دبیر حرف هیچ کسی را گوش نداده و هیچ نوع آسیب‌شناسی‌ای را مدنظر قرار نداده است.در پاسخ به پرسش هایی که محور این بحث قرار دارد؛ یعنی ساختار اجرایی و هنری جشنواره می خواهم مشخصاً در خصوص پرسش هایی که تعیین شده صریح سخن بگویم. نخست اینکه معتقدم ساختار جشنواره باید ترکیبی از تولید محوری و مرور آثار باشد. همچنین معتقدم تفکر جشنواره باید وسیع باشد؛ چرا که در آن رخداد کمی ، رخداد کیفی هم اتفاق خواهد افتاد. در مورد ضرورت حضور قشر دانشگاهی در جشنواره هم باید بگویم همیشه جوان ها افکار و تازه هایی را با خود می آورند که جشنواره به آن ها زنده است. اما اگر فرض بر این باشد که این ها وارد تئاتر فجر بشوند و تئاتر دانشجویی متوقف بشود من مخالف هستم. اگر ما از ادینبرو، آوینیون یا هر جشنواره دیگری صحبت می کنیم، صرفاً به این دلیل است که بگوییم آنچه که انجام می دهیم حداقل در بسیاری از اصول به آن اتفاق جهانی شباهت دارد. غریب پور در ادامه افزود: من معتقدم که بخش دولتی وخصوصی، اگر به معنای واقعی کلمه هر دو عاشق تئاتر باشند، وجود هر یک از آن ها ضروری است. در تمام دنیا هم همینطور است. شما نمی توانید تئاتر را تماماً به بخش خصوصی بسپارید؛ برای اینکه فرهنگ کشور را رصد نخواهد کرد. من دبیر را کمتر از یک نویسنده یا کارگردان نمی‌دانم و در غیر این صورت، دبیر تبدیل به یک کارمند می‌شود. بلندپروازی یک کارگردان، یک نویسنده، یک بازیگر و یک هنرمند اگر در دبیر نباشد آن جشنواره فاقد امتیاز هنری است.وقتی می‌گویند طرف دولتی است، فکر می‌کنیم خودفروخته است و فقط دستورات را اجرا می‌کند. این خط‌کشی‌ها که تو دولتی‌ هستی و من خصوصی، من شرف دارم و تو نداری غیرمنطقی است. بنابراین جناب آقای کرمی و برهانی‌مرند از این نترسند که عده‌ای روشنفکر که حقوق‌شان را از دولت می‌گیرند، آن‌ها را دولتی بنامند. من معتقدم حضور هر دو بخش خصوصی و دولتی، اگر عاشق تئاتر باشند، ضروری است. در نظام خصوصی هم ممکن است رخ دهد و این تفکری غلط است. او در بخش بعدی سخنانش نیز خاطرنشان کرد: نمی‌توانیم در بررسی و ارزیابی عملکرد جشنواره تئاتر فجر تنها بر رخدادهای بعد از انقلاب متمرکز باشیم، بلکه به رخدادهای پیش از آن هم باید توجه داشته باشیم و در این صورت است که متوجه نقاط ضعف آن رخدادها هم خواهیم شد که از جمله آن ها می توان به غربزدگی بیش از حد و فراموش کردن توده مردم اشاره کرد. در دوره آقای منتظری من ادعا کردم در شهر تهران آن قدر سالن خوب و مناسب وجود دارد که بهره برداری نمی شود، که در صورت استفاده کردن از آن ها ما دیگر نیازی با ساختن سالن های جدید نخواهیم داشت. ما در بررسی های آن سال متوجه شدیم که ۹۲ سالن بسیار خوب در شهر تهران وجود دارد که با اندکی هزینه می توانیم در چرخه بهره برداری قرارشان بدهیم. من فکر می کنم همین جشنواره تئاتر فجر که گاهی به نظر می رسد از حیز انتفاع خارج شده، اولین کاری که باید بکند رصد کردن همین استعدادهای بالقوه و به فعل درآوردن آن هاست. حسین مسافر آستانه نیز در این نشست با تاکید بر سودمند بودن نشست های آسیب شناسی جشنواره گفت: جشنواره تئاتر فجر را  نمی توان در جایگاه مقایسه با دیگر جشنواره های تئاتر دنیا قرار داد؛ چرا که شرایط سیاسی، فرهنگی و اقتصادی متفاوتی بر کشور ما حاکم است. با این حال می توانیم به بخشی از برنامه های دیگر جشنواره های تئاتر و در راستای آن ها فکر کنیم. ما از ابتدا تاکنون جشنواره برگزار کرده‌ایم که جشنواره برگزار کرده باشیم و تئاترمان یک جریان بزرگ ملی و بین‌المللی داشته باشد. اگر موفقیت‌هایی هم در دوره‌هایی داشته‌ایم و در دوره‌هایی نه، بسته به ذوق شخصی دبیرانی بوده که جشنواره را مدیریت کرده‌اند؛ والا هیچ وقت با برنامه‌ای هدفمند روبه‌رو نبوده‌ایم.شورای سیاست گذاری هر سال برای جشنواره تعیین می شود که درحقیقت امری تشریفاتی است. در حقیقت سیاست گذاری به مفهوم صحیح آن در جشنواره وجود ندارد و اشخاصی هم که در این ترکیب قرار می گیرند به جز معدودی مرتبط با تئاتر نیستند. می خواهم بر این نکته تاکید کنم که برنامه ریزی برای جشنواره مهم تر از انتخاب دبیر است. اگر برنامه وجود داشته باشد، دبیر بر اساس آن برنامه توجیه بهتری برای انتخاب ها و تصمیم هایش خواهد داشت. ما همیشه برای سمت دبیری جشنواره دنبال آدمی توانمند، متخصص و کارآمد می گردیم و بعد همه بارها و البته همه تقصیرها را بر سر او می ریزیم؛ و این هر سال تکرار می شود. یکی از آسیب های جدی جشنواره همین تغییر پی در پی دبیر ها است. خب طبیعی است که جشنواره ما در این شرایط رو به رشد نخواهد بود و چنین توقعی هم نمی توانیم داشته باشیم. در خصوص اهداف جشنواره هم معتقدم ما نمی توانیم هدف های ثابتی برای همیشه داشته باشیم. اهدافی که در دوره های اول جشنواره و حتی تا دوره پانزدم به آن قائل بودیم، امروز دیگر لزومی ندارد به آن ها فکر کنیم. امروز باید به اهداف دیگری فکر کنیم؛ همانطور که تئاتر امروز و جامعه امروز ، همچنین مناسبات بین المللی ما تغییر کرده است. ما باید برنامه های هدفمند و به روز داشته باشیم و برنامه ها را با آینده نگری و نگاه در لحظه تدوین کنیم. همچنین اعتقاد دارم جشنواره فجر نباید جشنواره ای تولید محور باشد و اساساً تولید را یکی از آفت های جشنواره می دانم. ما تئاتر داریم؛ به اندازه کافی هم داریم. زحمت تولید تئاتر برای گروه ها آسیب های متعددی دارد. شورای سیاستگذاری هر سال تعیین می‌شود و دبیر به این شورا گزارشی می‌دهد و می‌گوید من این کارها را کرده‌ام و این کارها را می‌خواهم بکنم و آن‌ها هم می‌گویند موفق باشید! ما فراموش کرده‌ایم که داشتن برنامه برای برگزاری جشنواره، مهم‌تر از انتخاب دبیر است. الان زحمت اول تا آخر کارهای جشنواره با دبیر است. یعنی ما به دنبال آدمی قدرتمند و محبوب می‌گردیم، مسئولیت همه کارها را بر عهده‌اش می‌گذاریم و بعد هم بازخواستش می‌کنیم و او هم خسته می‌شود و می‌رود. بزرگ‌ترین آسیب، تغییر مداوم دبیر جشنواره است. در مورد بخش دانشجویی، من با تعریف قسمتی جداگانه به عنوان این بخش مخالفم و آن را تخفیف دانشجویان می‌دانم. گویی که نتوانسته‌اند با دیگران رقابت کنند و ما حقیرشان می‌شماریم. کار خوب و خلاقانه چه دانشجویی باشد و چه غیردانشجویی باید بتواند حضور داشته باشد. عذر می‌خواهم که این عبارت را به کار می‌برم، اما نگاه کمیته امدادی به هیچ بخشی درست نیست. ناصر حبیبیان دیگر سخنران این نشست در ادامه بیان کرد: معتقدم باید نظام نامه ای برای جشنواره باید تدوین شود. این رئوس در سه فاز دسته بندی می شود. فاز اول این بحث تاریخچه است؛ در مقام اشاره ما لفظی به نام تئاتر داریم که اولین بار در مواد قانونی ایران در ۱۲۸۵ هجری شمسی در مجلس شورای ملی مطرح می شود. در سال ۱۳۷۹ هم می رسیم به نظامنامه تئاتر و آیین نامه ای که شکل می گیرد. دیگر اسناد پشتیبان هستند که قوانین و اسناد بالادستی مربوط به تئاتر و آیین نامه ها و دستورالعمل های مرتبط داخلی و بین المللی مرتبط با تئاتر و برای نمونه عملکرد جشنواره های دیگر جهان را شامل می شود. تبیین و تشریح در قوانین داخلی کشور هم این وجوه را در بر می گیرد که کلید واژه فرهنگ در قانون اساسی و سند چشم انداز  چگونه است. در فاز دوم آسیب شناسی حقوقی مقررات و آیین نامه ها مورد بررسی قرار می گیرد و در بخش بعدی کارشناسی و به روز آوری در تنظیم بندهای حقوقی توسط متخصصان تئاتر مورد نظر خواهد بود. در فاز سوم هم که همه این موارد جمع می آیند، بیانیه ماموریت را تنظیم خواهیم کرد و تعاریفمان را از مجموعه آن ها ارائه می دهیم. واقعیت این است که ما نمی توانیم تئاتر فجر را در جایگاه مقایسه با جشنواره هایی چون ادینبرو قرار دهیم باید در محدوده همین امکانات و اختیاراتی که داریم اهداف خود را تنظیم کنیم.